|
گاه نوشت های یک ذهن آشفته
چیزی تو مایه های آش شله قلم کار
|
دیدی که قحطی اومده؟ [ سهشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ ] [ ۱٠:٠٢ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
لحظه قشنگیه وقتی که یواشکی برگردی تا بتونی عشقتو نگاه کنی،بعد ببینی که اون،دستاشو گذاشته زیر چونه اش و زل زده بهت...
[ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ ] [ ٢:٠٦ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
آهای تویی که کم آوردی آهای تویی که جا زدی از موندن ولی من می مونم تا آخرین لحظه که آخرین نفسمو بکشم با هر نفسی هم که می کشم با هرثانیه ای که می گذره عشقت رو قدیمی ترش می کنم با این که الان چالش کردم توی قلبم میگن زیرخاکی هرچی قدیمی تر باشه ، زیر خاک مدفونتره و ارزششم بیشتره. الان حکایت عشق تو تو سینه ی منه باشه اگه خسته ای اگه دلت سیره برو چشامم حتی خیس نمیشه چون که به این ایمان دارم که یادت از خودت باوفاتره هیچوقت تنهام نمیذاره! [ شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٦ ] [ ۱٠:٥٢ ق.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
کنارم هستی و دلم تنگ میشه هر لحظه
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری [ سهشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۸ ] [ ٦:۳٢ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
پر از بغضم پر از گریه پر از تلخی و شیرینی حلالم کن دارم میرم منو هرگز نمی بینی
[ سهشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٤ ] [ ۱٢:٠۱ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
خداجون بعضی وقتا تو کفم که چقد دوستم داری؟؟؟ چرا بعضی وقتا موقعیتش پیش میاد و یه جایی دعوتم می کنی بعدش کاری می کنی که نتونم برم...یعنی دعوتتو پس می گیری! یعنی لیاقتشو ندارم؟؟؟ [ شنبه ۱۳٩٠/۳/٢۸ ] [ ۳:٥٥ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
می خوام به خودم بیام [ پنجشنبه ۱۳٩٠/۳/٢٦ ] [ ٥:٥٦ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می کند...
[ شنبه ۱۳٩٠/٢/۳۱ ] [ ۱:٢۱ ق.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
[ شنبه ۱۳٩٠/٢/۱٠ ] [ ۸:۳٤ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
گله دارم آره من از خدا گله دارم چرا در هر قدمم می خوره گره کارم دیگه پر شده از ناله ها دل پارم چرا خوبی های دنیا واسم نصف کارست وقتی غرق میشم آره زیر سیله کارم وقتی نمیشه حتی بدست بیارم دل یارم وقتی شونه ای ندارم من روش سر بذارم میگم گله دارم من از این دل زارم [ چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٧ ] [ ٢:٢۳ ب.ظ ] [ غزل ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |